تبليغاتX
مسافر شب

مسافر شب

دل

 

 

ما چون دودریچه روبه روی هم

                                        آگاه زهر بگو مگوی هم

هر روز سلام و پرسش و خنده

                                       هر روز قرار روز آینده

نه مهر فسون نه ماه جادو کرد

                                       نفرین به سفر که هر چه کرد او کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 8:11  توسط جواد  | 

من کی هستم

               سلام به تمام دوستان گلم

از من خواسته شد که درباره خودم بنویسم . البته یکی از دوستان در سایت همدل....

اسم من جواد متولد شیراز 27 ساله وساکن شمال شیراز هستم .

میزان تحصیلات من دیپلم کامپیوتر و ادبیات هست در ضمن دیپلم آرایشگری هم دارم .

در حال حاضر بعضی موقعها تو مغازه کمک برادرم می کنم که آرایشگر هست . وتا جای که امکان داره در باغداری و کارهای دیگه که لازم به ذکر نیست کمک بابام می کنم .البته یه کاری دیگه هم دارم که نمی تونم بگم .

 

 اگه دوست دارید بدونید که چه میوهای در باغ هست باید بگم که اولین چیزی که خیلی زیاد داریم درخت انگور هست و بعد انار .

سیب گلاب و گلاب ابرو و هلو .آلوسیاه . گردو وخرمالو وسیب ترش که من خیلی سیب ترش دوست دارم.

در حال حاضر می خوام اگه بشه یکی از مغازهمونو کافی نت کنم با توکل به خدا و یکی از مغازهای دیگمونو تاکسی تلفنی بزنیم که این فکر دادشم بود

در ضمن پدر ومادرم رو هم خیلی خیلی دوست دارم که فکر نکنم بتونم حقمو ادا کنم براشون و از خدا می خوام که سایه پدر و مادرم هم بالای سرمون کم نشه

چهار برادر دارم که من فرزند سوم هستم و سه تا از برادرم زن دارن و خواهر هم که متاسفانه ندارم خیلی دوست داشتم یه خواهر هم داشته باشم

در حال حاضر من مجرد هستم و می خوام اگه بشه یواش یواش ازدواج کنم البته اگه کسی پیدا بشه که منو دوست داشته باشه فرق نمی کنه از کجا باشه

دیگه چیزی ندارم که بگم شاید هم حضور ذهن الان نداشته باشم که بگم .

یه موقع دوستان گلم نگن جواد دیوانه شده تمام اطلاعات در مورد خودش و ... در اختیار ما گذاشته ولی شاید هم یه کمی خول شده باشم

من که می دونم بازم به بن بست می خورم ولی بی خیال  دوستون دارم

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1385ساعت 14:10  توسط جواد  | 

زنجیر عشق

يک روز بعد ازظهر وقتی که جو با ماشين پونتياکش می‌کوبيد که بره خونه زن مسنی رو ديد که اونو متوقف کرد. ماشين مرسدسش پنچر بود. جو می‌تونست ببينه که اون زن ترسيده و بيرون توی برفها ايستاده تا اينکه بهش گفت: " من جو هستم و اومدم که کمکتون کنم." زن گفت:" من از سن لوئيز ميام و فقط از اينجا رد می شدم. بايستی صدتا ماشين ديده باشم که از کنارم رد شدن و اين واقعا لطف شما بود." وقتی که او لاستيک رو عوض کرد و درب صندوق عقب رو بست و آماده شد که بره، زن پرسيد:" من چقدر بايد بپردازم؟" و جو به زن چنين گفت: " شما هيچ بدهی به من نداريد. من هم در اين چنين شرايطی بوده‌ام و روزی يکنفر هم به من کمک کرد همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می‌خواهی که بدهيت رو به من بپردازی بايد اين کار رو بکنی. نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!" چند مايل جلوتر، زن کافه کوچکی رو ديد و رفت تو تا چيزی بخوره و بعد راهشو ادامه بده. ولی نتونست بی توجه از لبخند شيرين زن پيشخدمتی بگذره که می‌بايست هشت ماهه باردار باشه و از خستگی روی پا بند نبود. او داستان زندگی پيشخدمت رو نمی‌دانست و احتمالا هيچ گاه هم نخواهد فهميد. وقتی که پيشخدمت رفت تا بقيه صد دلار شو بياره زن از در بيرون رفته بود. درحاليکه روی دستمال سفره اين يادداشت رو باقی گذاشت. اشک در چشمان پيشخدمت جمع شده بود، وقتی که نوشته زن رو می‌خوند: " شما هيچ بدهی به من نداريد. من هم در اين چنين شرايطی بوده‌ام و روزی يکنفر هم به من کمک کرد همونطور که من به شما کمک کردم. اگر تو واقعا می خواهی که بدهيت رو به من بپردازی، بايد اين کار رو بکنی. نگذار زنجير عشق به تو ختم بشه!" اونشب وقتی که زن پيشخدمت از سرکار به خونه رفت، به تختخواب رفت در حاليکه به اون پول و يادداشت زن فکر می کرد. وقتی که شوهرش دراز کشيد تا بخوابه به آرومی و نرمی به گوشش گفت: " همه چيز داره درست ميشه. دوستت دارم، جو!"

********

متأسفانه در ايران علي رغم داشتن تمدني 2500 ساله مدتها است كه اين زنجير به ما ختم شده بطوري كه در هر نوع ارتباط فقط نفع متقابل را مي سنجيم و عشق و محبت و ايثار و از خودگذشتي و كمك و همدلي و .... چيزهايي هستند كه فقط در لغتنامه‌ها يافت مي شوند... بياييم هر كدام حلقه اي شده و زنجير عشق را دوباره تشكيل دهيم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 11:52  توسط جواد  | 

ازدواج در ضرب المثل های جهان

- هنگام ازدواج بيشتر با گوشهايت مشورت كن تا با چشم هايت (ضرب المثل آلماني) 1

 

2- مردي كه به خاطر " پول " زن مي گيرد به نوكري مي رود (ضربالمثل فرانسوي)

 

3-  لياقت داماد به قدرت بازوي اوست (ضرب المثل چيني)

 

زني سعادتمند است كه مطيع " شوهر" باشد (ضرب المثل يوناني)-4

 

5- زن عاقل باداماد "بي پول"خوب مي سازد (ضرب المثل انگليسي)

 

6-  زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است (ضرب النثل انگليسي)

 

7- زن وشوهراگريكديگررابخواهند دركلبه ي خراب هم زندگي مي كنند (ضرب المثل الماني)

 

8- داماد زشت وبا شخصيت به از داماد خوش صورت وبي لياقت هست (ضرب المثل لهستاني)

 

9- دونوع زن وجود دارد: بايكي ثروتمند مي شوي وبا ديگري فقير (ضرب المثل ايتالياي)

 

10- براي يافتن زن مي ارزد كه يه كفش بيشتر پاره كني ( ضرب المثل چيني)

 

11-  تاك را ازخاك خوب ودختررا از مادرخوب و اصيل انتخاب كن (ضرب المثل چيني)

 

12- اگر خواستي اختيارشوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش رابگير (ضرب المثل اسپا نياي)

13- ازدواج زودش اشتباهي بزرگ وديرش اشتباهي بزرگتر است (ضرب المثل فرانسوي)

 

14- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است (سقراط)

 

15- با زني ازدواج كنيد كه اگر"مرد" بود بهترين دوست شما مي شد ( بردون)

 

16- براي يك زندگي سعادتمندانه مرد بايد "كر"وزن"لال" (سروانتس)

 

17 – تايك سال بعد از ازدواج مرد وزن زشتيهاي يكديگررانمي بينند (اسمايلر)

 

18- ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند اگر خوب گرفت هردو"زنده" مي شوند واگر" بد" شد هردومي ميرند (سعيد نفيسي)

 

19- شوهر" مغز" خانه است وزن"قلب" آن (سيريوس)

 

20- عشق سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق (بالزاك)

 

21- باازدواج مرد روي گذشته اش خط مي كشد وزن روي ايندهاش ( سينكا لوس)

 

22- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد (كارول بيكر)

 

23- وقتي براي عروسي ات خيلي هزينه كني مهمان هايت رايك شب خوشحال مي كني و خودت را عمري ناراحت (روزنامه نگار ايرلندي)

24- دوام ازدواج يك قسمت روي محبت است ونه قسمتش روي گذشت خطا (ضرب المثل اسكاتلندي)

25 – ازدواج مجموعه اي ازمزه هاست هم تلخي وشوري دارد .هم تندي وترشي وشيريني و بي مزگي (ولتر)

26- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها راروي هم بگذاريد (فرانكلين)

 

و بلاخره در پايان

 

27- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايي . سه ماه عاشقي . سه سال جنگ و سي سال تحمل! (تن)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 15:19  توسط جواد  | 

حتمن جوانها بخوانند مطمئن هستم که لذتشو می برید

تا كنون از خود پرسيده ايد  كه مهمترين عنصر در هر رابطه اي چه چيز ميباشد؟ پاسخ بسياري از افراد به اين پرسش عشق است

 

. بله عشق يك موهبت است و بدون آن هيچ رابطه اي پايدار نخواهد ماند. اما عشق نيز به تنهايي و  بدون پشتوانه "احترام" ناتوان و متزلزل خواهد بود. احترام متضمن و بيمه گر عشق است.

 

شايد لازم باشد براي درك بهتر اين مسئله  رابطه (مانند ازدواج) را به يك بنا تشبيه كنيم

. در اين منزل باشكوه پي و شالوده خانه را عشق، ستونهاي آن را دو فرد و مصالح ساختماني اتصال دهنده  آن را احترام تشكيل  ميدهند

.

از عشق آغاز ميكنيم كه هيچ رابطه اي بي آن زماني فرو خواهد ريخت.

 

 اكنون به دو ستون اصلي اين خانه نگاهي مي اندازيم  كه با آنكه جدا از يكديگر قرار گرفته اند اما همواره پيوسته به هم ميباشند

. بنابراين در هيچ رابطه اي دو فرد نميبايست فرديت خود را از دست داده و با يكديگر "يكي شوند،" بلكه ميبايد در كنار يكديگر پشتيبان يكديگر باشند و يكتايي، فرديت، شخصيت، علايق و خواسته ها و آرزوهاي خويش را حفظ كنند.

 اما اين منزل دير يا زود در معرض عوامل محيطي قرار گرفته و طوفانها، گردبادها، زلزله ها، روزهاي آفتابي و باراني بسياري را به خود خواهد ديد.

 اينها همان تجارب زندگي هستند كه دو فرد در كنار هم با آنها مواجه خواهند گشت.

 لحظات تلخ و شيرين، اندوه و شادكامي. اكنون به مصالح ساختماني اين منزل ميرسيم. آيا بدون سيمان و بتون بنايي پابرجا خواند ماند؟

 

 احترام مصالح پيوند دهنده اجزاء ساختمان است كه خانه را در برابر طوفانها، بادهاي ويرانگر، شدايد و تلخي هاي زندگي حفاظت ميكند. در واقع احترام بيمه ساختمان ميباشد.

 

ممكن است شريك زندگي تان شما را بسيار دوست داشته باشد اما آيا به شما احترام نيز ميگذارد؟

 افراد دوست دارند محبوب باشند اما محترم بودن به مراتب ارزشمند تر از محبوب بودن است.

 تعريف احترام چنين است: به رسميت شناختن شايستگي، ارزشمندي، حقوق و مزاياي فرد به عنوان يك انسان. و يا احترام عبارت است از: ادب، مراعات، پذيرش و توجه. يك شريك ايده آل فردي است كه هم شما را دوست دارد و هم  به موازات آن براي شما احترام قائل است.

 

 چگونه ميتوان نشانه هاي بي حرمتي را در يك رابطه شناسايي كرد؟ نشانه هاي بي احترامي به قرار زير ميباشد:

 

1- بي اعتبار كردن: جاي فرد پاسخ دادن، سخنان فرد را قطع كردن، بي اعتنايي كردن، تمسخر كردن، گوش ندادن به سخنان فرد و تحقير كردن.

 

2- ارعاب كردن: تهديد كردن، هراساندن، قلدري كردن و تشر زدن

.

3- انتقاد كردن: عيبجويي، ملامت كردن، نفي كردن و غر زدن.

 

4- كنترل كردن: جلوگيري از تصميم گيري مستقل فرد، تحكم كردن، سلطه گري و تحميل عقايد، خواسته ها و نيازها.

 

5- قضاوت كردن:تعيين درستي و نادرستي اعمال فرد، برانگيختن احساس گناه و شرمساري در فرد.

 

6- بد نام كردن: تهمت و افترا زدند، رسوا كردن و افشا گري كردن.

 

7- فريب دادن:دروغ گفتن، گمراه كردن و حقه زدن.

 

8- خيانت كردن:صادق نبودن، وفادار نبودن.

 

9- توهين كردن: گستاخي كردن، ناسزا گويي، رنجاندن.

 

10- سوء رفتار كردن: از لحاظ  كلامي، احساسي و فيزيكي. صدمه زدن به حس امنيت و فرديت شخص. كتك زدن، فرياد كشيدن و فحاشي كردن.

 

11- هر نوع تغيير در لحن صدا ، اشارات و تغيير در چهره كه پيام آن چنين است:"من مهمتر از تو هستم".

 

شريكي كه  بي احترامي ميكند در واقع در صدد آنست كه با خرد كردن شخصيت فرد مقابل، خود را مهمتر و برتر جلوه دهد.

 

 اما غافل از آن كه با اين عمل شالوده خانه اي كه روزي با عشق بنا نهاده شده را سست و تخريب ميكند  و آنكه سرانجام آوار آن بر سر خود وي نيز فرو خواهد ريخت.

 

شما همانگونه كه اجازه ميدهيد ديگران با شما رفتار كنند، ديگران با شما رفتار خواهند كرد.

 

 همه چيز وابسته به خود شماست هنگامي كه مورد بي احترامي قرار ميگيريد و سكوت ميكنيد در واقع در آن بي احترامي خودتان نيز سهيم هستيد.

 

در انتها به خاطر داشته باشيد كه منزل باشكوه شما (رابطه) در صورتي كه به حال خود رها گردد صرفنظر از آنكه در ابتدا تا چه اندازه استوار و مستحكم بنا گرديده باشد به مرور زمان از هم پاشيده و رو به خرابي و زوال پيش خواهد رفت بنابراين بياموزيد با تبادل عشق و احترام روزافزون تركهاي هر چند كوچك منزل خود را مرمت كرده و ان را استوار و پايدار نگه داريد.

 

"راستگويي و صداقت در ايجاد اعتماد در رابطه ضروريست. احترام محصول اعتماد و عشق محصول احترام است"

 

"هر رابطه اي منحصر بفرد است. و براي نتيجه بخش بودن آن بايد مقتضيات آن فراهم گردد. هيچ راه ميانبري وجود ندارد."

 

 

"زندگي كوتاه است. آن را هدر مشاجرات و جر و بحثهاي بي معني و بي اهميت نكنيد!"

 باسپاس فراوان از بچه های مارشال

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 19:47  توسط جواد  | 

چند تا عکس از خودم (جواد)

file hosted by filehost.to  

این عکس خونه برادر یکی از دوستام در تهران هست

     

عکسی که رو موتور نشستم مال تابستون امسال در شمال هست(مازندران)واقعا جای همگی سبز خاطرات شمال محال یادم بره

  این یکی مربوط میشه به دوران سربازی

در جزیره ابوموسی island abumusa

 

 

 

------------------------
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم دی 1384ساعت 13:2  توسط جواد  | 

نانسی

  

 

 

 

      

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم دی 1384ساعت 19:31  توسط جواد  | 

کریسمس مبارک

    

 

 

 

سال جدید بر تمام مسیحیان دنیا مبارک باد بخصوص مسیحیان ایرانی

بر گرفته از بچه های مارشال دمشون گرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم دی 1384ساعت 19:53  توسط جواد  | 

سرنوشت

تقدیرمن

اگه می دونستم دنیا اینقدر بی وفاست هیچ وقت آرزوی بودن نمی کردم

یادم هست زمانی که می خواستم برم خدمت سربازی دلهره تمام وجودمو گرفته

بودخدا خدامی کردم که یه جای خوبی بیفتم وبلاخره افتادم یزدتقریباتاشیراز5ساعت

راه بودبا اتوبوس که حرکت کردیم اتوبوس ما 3ساعت از شیراز دور شده بود که

خراب شدوما مجبورشدیم پیاده بشیم وبا یه کامیون تا یزد رفتیم البته عقب کامیون

بودیم زمانی که رسیدم به ما لباس دادن وگفتن برین و10 روز دیگه همگی بیان

بعد از 10روز که رفتیم پادگان من افتادم گردان سوم گروهان 3

خلاصه اموزشی تموم شد و حالا نوبت تقسیم شدن بود از اونجا که اول

خدمت بدشناسی با من یار بود گفتم که یه جای بدی می فتم ولی اینجا

خوشسانسی با من بود باورم نمی شد که افتادم شیراز اره شیرازخیلی

باحال هست نه؟

خلاصه اومدیم شیراز و خودمونو معرفی کردیم یکماه شیراز دوره دیدم

و گفتن که حالا یه حقیقتو باید به شما بگیم که این دوره تخصصی که شما دیدن

برای این بود برین ماموریت تازه فهمیده

بودم که واقعا بدشانس هستم البته 12نفر از بچه های شیراز بودیم

خلاصه بدشانسی پشت سرهم

بچه ها می گفتن بلاخره میگذره

چون میگذرد نیست غمی

خلاصه به ما گفتن که شما باید برید جزیره ابوموسی وبه گردان امام علی(ع)

خودتونو معرفی کنید بلاخره حرکت کردیم زمانی که رسیدیم بندرعباس

رفتیم دفتر تیپ. شب بود که رفتیم اسکله سوار کشتی شدیم تا جزیره 10ساعت

راه بودزمانی که رسیدم صبح ساعت 8بودوانجا من افتادم قرارگاه وبعد از10روز

دوباره جای من عوض شد این بار افتادم دفتر فنی و انجا بودکه سرویسکاری ماشین

سنگین وسبکویاد گرفتم وبعداز یه نفر دیگه پنچرگیری یاد گرفتم البته بچه های شیراز

تقریبا 20نفری بودن دوستهای زیادی داشتم و10نفری هم از شمال بودن که دوستهای صمیمی

بودیم وبعد از اینکه خدمت تموم شد هم من میرم شمال وهم اونها میان شیرازبلاخره باهر مشقتی

بود خدمت من تموم شد ولی این خدمت برای من یه چیزی خوبی داشت واین بود که تا حالا سوار

هواپیما نشده بودم وبواسطه خدمت سوار هواپیما هم شدم البته هواپیما 330و بعضی موقعها

بوینگ 705بود که به هیچ عنوان این هواپیما اعتباری نداشت چون به محض نشستن مسافرو

سوار می کرد وپرواز می کرد البته اول خدا وبعد خلبان مسافرهارو به سلامت می رسوند

اینم سر گذشت 15 ماه خدمت در جزیره ابوموسی وشانس دیگه این بود که من 18 ماه خدمت کردم

ولی هواش خیلی گرم بودشرجی هم که 100% بود

امیدوارم که حوصلتون سر نرفته باشه

بی شانس تراز من چه کسی البته که بی شانس تواین دنیا زیاد هست ولی منم یکی از اونها

به امید دیدار

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1384ساعت 19:47  توسط جواد  | 

عشق چیست؟

 

عشق از دیدگاه دانشمندان“

 

آنتوان برت : اولين طليعه عشق آخرين تابش عقل است


لرد بايرون : عشق مرد قسمتي از زندگي او و عشق زن همه زندگي اوست


ديز رائيلي : همه بخاطر عشق زاده شدهايم .... عشق پايه و اساس هستي و تنها پايان آنست


فرانگلين : اگر مي خواخيد دوستتان بدارند دوست بداريد و دوست داشتني باشيد.

 

 

  عشق از ديد گاه آدمهاي معمولي مثل خودمون“

 

عشق از ديد جاج آقا : استغفرالله باز از اين حرفاي بي ناموســي زدي؟!
  جمله عاشقانه : خداوند همه جوانان رو به راه راست هدايت كنه

 

عشق از ديد يك رياضيدان : عشق يعني دوست داشتن بدون فرمـــول !
جمله عاشقانه : آه عزيزم به اندازه سطح زير منحني دوستت دار د

 

عشق از ديد حاج مرتضی سبزی فروش سر كوچه : والا زمان ما عشق

  مشق نبود ننمـون رفت اين فاطي اتوماتيك رو واسمون گرفت !

    (جمله عاشقانه: هوي فاطي شام چي داريم ؟)

 

عشق از ديد مرتضي ايدزي ( در زندان ) : اوچيكتيم عشقي !

(جمله عاشقانه: خاك زير پاتيم ... نشاشي كه گل ميشيم)

 

عشق از ديد ننه بزرگم : نزن ننه اين حرفارو ! راستي اين دختر

 بتـــــــول خانوم خيلي دختر خوب و با كمالاتيه !

(جمله عاشقانه: بريم خواستگاري ...)

 

 

عشق از ديد دوست دخترم : عزيزم تو كه عاشقمي پس چرا

 هزينـــــــه جراحي دمـــــاغمو نميدي ؟! واسه ناهاربريم سورنتو ... ناديا و دوستشم ميان ... دوست ناديا واســـش يه ماتیز گرفته....

تو حتی حاضر نیستی برای من که دوستت دارم یه پراید بخری؟

جمله عاشقانه :عزیزم گوشی سونی میخوام... راستی دوست دارم))

 

عشق از ديد غلام شوفر : رادياتور عشق من از برايت جوش آمده ! باور نداري بر آمپرم بنگر!
   (جمله عاشقانه: عزيزم دوست دارم! بووووو بوووووو بوووووغ)

 

 

عشق از ديد دختراي ترشيده : خدا جون يعني ميشه بياد خواستگاريم ؟!!
 عاشقانه : يا شابدالعظيم 1000 تومن نذرت كه بياد خواستگاريم

 

 

 

عشق از ديد بابام : آخه پسر عشق واست نون و آب ميشه ؟! حالا بگو ببينم باباش چي كارست؟ 
 ( جمله عاشقانه : برو دختر حاج آقارو بگير )

 

 

.عشق از نگاه ننم: وا مگه تو امسال كنكور نداري ؟! عشق باشه واسه بعد !
(عاشقانه: اوا غذام سوخت جمله)

 

 

نظر شما در مورد عشق چیست؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 14:50  توسط جواد  | 

دلباخته

                              Monday, December 05, 2005                       

                                    بنام سکاندارعشق  

 

سلام:“

     

  سلام ای خدای عشق من . ای شمع فروزان . ای همسایه من

 

تقدیم به فصل بهار که عشق را می زایید وقفل فزان عشق را می پروراند

تقدیم به آن کس که مرا بیشتراز آن چه که بدانم دوست داشته باشد ودرک

کند بیشترازانچه بداند دوستش دارم.

 

ازماجرای دردعشق حکایت خطاست وازمحنت محبت اظهارشکایت نارواست.

 

هرکس بداند حقیقت چیست داند که عشق کدام است وعاشق کیست.

       

  õازعشق تو مرغم باور نداری قود قودõ

 

عشق چیست؟

 

           عشق سوال بی جواب یا تسفیر پیاله یک شراب

           درسینه نشوندنش ثواب یا اینکه حباب روی آب

 

       حقیقت ازقلب سرچشمه می گیردودردوکلمه خلاصه می شود

                                                                            دوستت دارم©

ïبسوزان هرچه خوب وبدهست

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آذر 1384ساعت 12:27  توسط جواد  | 

امروز

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مهر 1384ساعت 8:44  توسط جواد  |